
خیـال عشـق تـو در باورم بــود
نـگاه آبی ات بال و پــرم بـود
هـوای خاطـرت مثل همیــشه
بهــار جانفــزای دفتــرم بــود
بـه عشــق آســمان، مهــتاب آمــد
نگـاه آبــی اش در آب آمــد
چـه شــد دریــای لبریــز از هیــاهـو
به زیر سقــف شـب، بـی تاب آمـد
غـروب چشــمت پر ســتاره
نـگاه آبــی ات بی اســتعاره
چنیـن در لحــظه هایم ریــشه کردی
که یاد و خاطـرت عمـری دوباره سـت
|